تجارب ما

ما فقط بلدیم با چیدن چندین کلمه و فعل و فاعل مناسب جملات قشنگ بسیازیم اما با اینکار راه را برای کسی هموار نمی کنیم

Saturday، December 19، 2009

باز اين چه شورش است كه در خلق عالم است

بر لب دريا لب دريا دلان خشكيده خشكيده است ***** لب ميزبان سيراب لب ميهمان خشكيده است

Monday، October 19، 2009

در فراق یار

روزگــار بین ما فاصلـه انداخت چه بگــویم
خاطـرات آن روزها را در گلستانها بجویـم
چو مجنون سیمایت را هـر دم بر پرده ذهـن
به گــل تشـبـیـه کـنم و هــزاران بــار بـبـویـم
بگذار همه مرا دیوانه خوانند و بر من بخندند
از دیوانگی نهــراســم و فریـاد زنـان بگــویــم
درخــت یادت راباغــبان خواهم بود ای دوسـت
تا روزیکه اجل بر من بخندد و مرگ آید بسویم



کابل-پل سرخ

Sunday، July 12، 2009

وداع

با سلام
غروب در نفس گرم جاده خواهم رفت****** پیاده امده بودم پیاده خواهم رفت
استاد محمد کاظم کاظمی
انشا الله در پستهای بعدی در این مورد بیشتر توضیح خواهم داد.
دوستان عزیز
من تا مدتی در گیر یکسری مسائل هستم و از این که نمی توانم به شما سر بزنم عذر می خواهم.
و از همراهی شما نهایت سپاس را دارم.

Wednesday، June 24، 2009

مردانگی ان نیست برسر فتاده زدن و او را فتادن
مردانگی ان است که دسـت بر سر فتــــاده نهادن
مردانگی ان نیست که بر سر فتاده دست علم کنی
مردانگی ان اســت که از ســــر فتاده ظلم کم کنی
مردانگی ان نیست به شـــاه تعظیم و محبــت کنی
مردانگی ان است از فتاده برای شاه صحبت کنی
مردانگی را اخلاقی چون علـــــــی(ع) لازم است
که در اوج پادشــــــاهی ، فتاده گان را خا دم است

این رباعی تقدیم به (نمی دانم بجای اقا چی بذارم هر چه که خودتان فکر می کنید) صفری (بخش کنسولی دانشجویان خارجی در وزارت علوم تحقیقات و فناوری) فردی که از اقتدار خود فقط برای خوار کردن دانشجویان افغان استفاده می کند. فردی که چهره معصوم اما پلیدی در ان نهان است.
صقری عزیز به خداوند منان می سپارمت تا عدالت را بر قرار کند.
و دگر هیچ.